السيد الخميني
20
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
فطرتى است كه مشايخ عظام و حكماى بزرگ اسلام ، خصوصا استاد و شيخ ما در معارف الهيه ، جناب عارف كامل ، آقاى آقا ميرزا محمد على شاهآبادى [ 1 ] ، روحى له الفداء ، به آن كثيرى از معارف الهيه را ثابت مىفرمايند « 1 » كه آنها به مقصد ما مربوط نيست . در هر حال وقتى كه انسان فرضا به مقاصد خود برسد ، آيا استفادهء او چند وقت است ؟ آيا قواى جوانى تا چند وقت برقرار است ؟ وقتى بهار عمر رو به خزان گذاشت ، نشاط از دل و قوّه از اعضا مىرود : ذائقه از كار مىافتد ، طعمها درست ادراك نمىشود ، چشم و گوش و قوهء لمس و قواى ديگر بيكاره مىشوند - لذات به كلى ناقص يا نابود مىشود . امراض مختلفه هجوم مىآورد : جهاز هضم و جذب و دفع و جهاز تنفس كار خود را نمىتواند انجام دهد ، جز آه سرد و دل پر درد و حسرت و ندامت چيزى براى انسان باقى نمىماند . پس مدت استفادهء انسان از اين قواى جسمانى ، از بعد از تميز و فهم خوب و بد تا زمان افتادن قوا از كار يا ناقص شدن آنها ، بيش از سى چهل سال براى مردم قوى البنيه و صحيح و سالم نيست ، آن هم در صورتى كه به امراض و گرفتاريهاى ديگر كه همه روزه مىبينيم و غافل هستيم بر نخورد . من عجالتا براى جنابعالى فرض مىكنم در عالم خيال - كه مايه ندارد ! - صد و پنجاه سال عمر و فراهم بودن تمام بساط شهوت و غضب و شيطنت ، و فرض مىكنم كه هيچ ناملايمى هم براى شما پيش آمد نكند ، و هيچ چيز بر خلاف مقصد شما نشود ، آيا بعد از اين مدت كم ، كه مثل باد مىگذرد ، عاقبت شما چيست ؟ آيا از اين لذات چه ذخيرهاى كرديد براى زندگى هميشگى خود ، براى روز بيچارگى و روز فقر و تنهايى خود ، براى برزخ و قيامت خود ، براى ملاقات ملائكهء خدا و اولياء خدا و انبياء او ؟ جز يك اعمال قبيحهء منكره كه صورت آنها را در برزخ و قيامت به شما تحويل مىدهند ، كه صورت آنها را جز خداوند تبارك و تعالى كس ديگر نمىداند چيست . تمام آتش دوزخ و عذاب قبر و قيامت و غير آنها را كه شنيدى و قياس كردى به آتش دنيا و عذاب دنيا ، اشتباه فهميدى ، بد قياس كردى . آتش اين عالم يك امر عرضى سردى است . عذاب اين عالم خيلى سهل و آسان است ، إدراك تو در اين عالم ناقص و كوتاه است . همهء آتشهاى اين عالم را جمع كنند روح انسان را نمىتواند بسوزاند ، آنجا آتشش علاوه بر اينكه جسم را مىسوزاند روح را
--> [ 1 ] ميرزا محمد على فرزند محمد جواد حسين آبادى اصفهانى شاهآبادى ( 1292 - 1369 ه . ق ) فقيه ، اصولى ، عارف و فيلسوف برجسته قرن چهاردهم هجرى . تحصيلات خود را در حوزههاى اصفهان و تهران و نجف به پايان برد . اساتيد وى برادرش شيخ احمد و ميرزا محمد هاشم چهار سوقى در اصفهان و ميرزا هاشم اشكورى و ميرزا حسين آشتيانى در تهران و آخوند خراسانى ، شريعت اصفهانى و ميرزا محمد تقى شيرازى در نجف بودند . ابتدا در سامراء و سپس در قم و تهران به تدريس پرداخت و در قم بين سالهاى 1347 - 1354 ه . ق ، حضرت امام خمينى ( س ) به درس عرفان و اخلاق ايشان حاضر مىشد . حضرت امام از ايشان با احترام بسيار ياد مىكردهاند . مرحوم شاهآبادى پس از مراجعت از قم در تهران اقامت گزيد و به ارشاد نفوس پرداخت و در همان شهر وفات يافت و در جوار حضرت عبد العظيم حسنى ، در مقبرهء مرحوم شيخ أبو الفتوح رازى مدفون گرديد . از آثار اوست : شذرات المعارف ، الانسان و الفطرة ، القرآن و العترة ، الايمان و الرجعة ، منازل السالكين ، حاشيه بر كفايه . ( 1 ) رشحات البحار ، كتاب الانسان و الفطره .